جعفری| شهرآرانیوز، دختران دهه هشتاد در مقایسه با نسلهای قبل، نگاه خلاقانهتری به زندگی و کار دارند. ریزبینی، جسارت و دسترسی گسترده به اطلاعات، فرصتهای زیادی برای آنان فراهم کرده است؛ هرچند همین ویژگیها گاهی به چالش تبدیل میشود. این نسل در انتخاب مسیرها مستقلتر عمل میکند و حتی بهسادگی به والدین «نه» میگوید. به باور دکتر پورعباس، دختران دهه هشتاد در بسیاری از مسیرها موفق ظاهر شدهاند و جسارتی که او در ۳۰ سالگی داشته، این نسل از ۱۸سالگی نشان میدهد.
به گفته او، امروز زنان بسیاری همسر، مادر و در عین حال شاغلاند؛ الگویی که میتواند الهامبخش دختران جوان باشد. با این حال، شکاف نسلی و نگاه سنتی خانوادهها موجب شده والدین گاهی مقابل فرزندان قرار بگیرند، نه در کنار آنها. این نسل اهل تجربهگری است و برای رشد، نیازمند همراهی و اعتماد والدین است.
زمان ورود به بازار کار وابسته به شرایط فردی است، اما اگر دختری قصد کارآفرینی دارد، بهتر است تجربه را از نوجوانی آغاز کند. بهگفته دکتر پورعباس، در مدارس میتوان فضاهای کوچک کاری ایجاد کرد تا دانشآموزان ارزش «کار در برابر دستمزد» را بیاموزند. در دنیا نوجوانان برای کسب پول توجیبی کار میکنند و همین تجربههای کوچک، آنان را برای آینده توانمند میسازد.
این نسل ذهنهای انعطافپذیری دارد، چارچوبهای سخت گذشته را نمیپذیرد و در مسیر شکست نمیماند؛ بلکه با تغییر مسیر، راه تازهای پیدا میکند.
پرسشی رایج این است که آیا آموزشوپرورش در مهارتآموزی کوتاهی کرده است؟ دکتر پورعباس معتقد است وقتی خانوادهها کودک را مجبور به کلاسهای تقویتی میکنند و مهارتهای واقعی را نادیده میگیرند، نمیتوان همه تقصیر را گردن آموزشوپرورش انداخت. به باور او، موفقیت فقط در عناوین دانشگاهی خلاصه نمیشود و نوجوانان گاهی به مهارتهای ارتباطی بیشتر از هر چیز دیگر نیاز دارند.
بسیاری از والدین از خطراتی میترسند که هنوز رخ نداده و همین ترسها مسیر رشد فرزندان را محدود میکند. نگرانی از استقلال مالی دختران، ترس از شکست و حتی باورهای سنتی درباره کار کردن دختران، از جمله این موانع است.
چالش دیگر، تبعیضهای شغلی و نبود فضاهای امن برای زنان است. با این حال، به باور دکتر پورعباس، گفتوگوی مستمر با خانواده و پشتیبانی معنوی والدین میتواند بخش مهمی از این چالشها را کاهش دهد.
هیچ موفقیتی یکشبه بهدست نمیآید. یکی از خطاهای رایج دهههشتادیها این است که با قدمهای کوچک، انتظار درآمدهای بزرگ دارند. او معتقد است مسیرهایی مانند اینفلوئنسری، هرچند جذاب و آسان بهنظر میرسند، اما محدودکنندهاند و اجازه رشد واقعی نمیدهند.
شروع مسیر باید از مهارتهای ساده و کاربردی باشد: آشپزی، خیاطی، حسابداری، خواندن، آشنایی با قوانین مالیاتی و بانکی. ابزارهای آنلاین مانند یوتیوب و آپارات نیز بهترین منابع رایگان برای یادگیریاند.
ترس از شکست بزرگترین مانع جوانان است. رسانهها باید الگوهایی را معرفی کنند که مسیر واقعی را طی کردهاند—حتی اگر بارها شکست خورده باشند. به گفته او: «امکان ندارد کاری انجام دهید و شکست نخورید.» همین شکستها باعث تجربه و رشد میشود. نمونه مشهورش موسس KFC است که ۳۵۷بار جواب رد شنید، اما دست نکشید. بهگفته او جوانان درست در لحظهای خسته میشوند که به موفقیت نزدیکاند.
در فضای مجازی، ظاهر زندگی دیگران ملاک قضاوت قرار گرفته است. دختران جوان با دیدن زندگی بلاگرها احساس جاماندگی میکنند و دچار اضطراب میشوند. این اضطراب نهتنها مانع شروع مسیر میشود، بلکه افراد را به سمت مشاغل زودبازده و سطحی سوق میدهد. درحالیکه آنچه موفقیت را میسازد، «پیگیری و استمرار» است.
شناخت علاقه، محصول تجربه است، نه فکر کردنهای طولانی.
دکتر پورعباس تأکید میکند: دیدن از نزدیک مسیر یک زن کارآفرین، انجام کارهای داوطلبانه و قرارگرفتن در محیطهای واقعی، باعث کشف علایق واقعی میشود. او پیشنهاد میکند نوجوانان دفترچهای برای ثبت چیزهایی داشته باشند که آنها را به وجد میآورد و از تستهای شخصیتشناسی برای شناخت خود بهره بگیرند.
پیام نهایی او روشن است: علاقه را باید زندگی کرد، نه تصور.